یه بوس کوچولو از طرف ریحانه برا بابایی
سلام عزیز دلم، مهربونم ریحانه جون
این روزا ماشالا هزار ماشالا خیلی خیلی نسبت به قبل شیرین تر شدی و هرروز به شیرین کاری هات داره اضافه میشه.یکی دو روزه وقتی دنبالم میای و من مشغول کارام هستم تو بهم میگی مَ مَ .... (یعنی صدام میکنی و میگی بهم توجه کن) الهی مامانی فدای این حرف زدنت بشه. چقدر شیرین منو صدا میکنی . اینجوری من میام بغلت میکنم ، محکم محکم و بوسه بارونت میکنم. آخه با بغل کردن تو به لذت بی پایانی میرسم . اصلا داشتن تو و بوییدنت و بوسیدنت قابل توصیف نیست. ایشالا خدا به همه ی کسایی که آرزوی داشتن یه فرشته کوچولو ، تو زندگیشون رو دارن، نظر کنه و اونا رو به آرزوشون برسونه .ایشالا......
تازه بوسیدن هم یاد گرفتی ولی فقط صداش رو با لبات در میاری چون وقتی لبات رو میذاریم رو لپمون خجالت میکشی
و خنده ت میگره.
و اینجوری میشه که تو مارو مستقیم نمیتونی ببوسی
این روزا بابایی خیلی سرش شلوغه. همش دیر میاد خونه
. وقتی هم میاد خیلی خسته ست ولی با این حال هنوز لباساش رو در نیورده کلی باهات بازی میکنه و بغلت میکنه و بوست میکنه. آخه از صبح کلی دلش واسه یکی یه دونش تنگ شده و لحظه شماری میکرده تا بیاد و تو رو ببینه.
کاش بابایی کاراش کمتر شه و بتونه وقت بیشتری رو با ما بگذرونه. ما (من و تو ) همش چشممون به دره که بیاد خونه چون جز اون کس دیگه ای رو تو این شهر غریب نداریم. بیچاره هنوز برا پایان نامه ش هم هیچ کاری انجام نداده و نگران اونم هست. تازه خرید خونه و هزار کار انجام نشده هم که بماند...
دخترم دعا کن که همیشه سایه ش بالا سرمون باشه آخه اون عشق من و تواه. بعد از خدا و امام رضا تنها پناهمونه. آرامش زندگیمونه. 
خدا دعای کسایی رو که دلشون پاکه زود مستجاب میکنه. دعا برا مامانی هم یادت نره.
بعضی وقتا خیلی برا آینده ت نگران میشم. نمیدونم میتونم مامان خوبی باشم برات. نمیدونم میتونم دوست خوبی برات باشم. نمیدونم میتونم تو زندگی راهنمات باشم و بتونم درست تربیتت کنم.....
بابایی حتی بیشتر از من نگرانته و مرتب بهم نکات تربیتی تو رو گوشزد میکنه. خودشم از هر کاری برا تو دریغ نمیکنه و نهایت مهربونی رو در حقت داره. امیدوارم همیشه قدر دون این همه زحماتش باشی.
من توکل کردم به خدا و ازش خواستم که تنهام نذاره و کمکم کنه.


یه بوس کوچولو از طرف ریحانه برا بابایی
